مدح و شهادت امام حسن عسکری علیهالسلام
باز هم یک حسن و زهر و شرر بر پیکر باز از نسل علی گشته یکی، پارهجگر باز هـم غـربت و تـنـهـایـی اولاد نـبـی زآسـمـان عـلـوی بـاز غــروب اخــتـر سـامـرا غـمزده از قـتـل امامی مظلـوم بـاز رأس پـدری بر سـر زانـوی پـسر عسکری گشته جوانمرگ و بگرید عالم در غــم یـازدهـم گـنـج ولا را گـوهــر مهـدیاش آمده از پرده غـیبت به برش تا که گـیـرد همه اسرار امـامت ز پدر اشکهایش بچکـد بر رخ بابای جـوان آن یتیمی که بود عرش و زمین را زیور تاکه روح از تن مولا حسن آمد به برون صاحب عصر و زمان گشت عزادار پدر سامـرا گـشـت سیـهپـوش غـم مـولایش بر دل جـمـلـه مـحـبـان غـم او شـد آذر مهـدیـش بهـر پـدر خـوانـد نـمـاز میّت کرد اثـبـات که باشد به خـلایق رهـبـر رفت آغـاز کـند غـیبت کـبرای خودش ای خوشا روز ظهوری که نماید منظر |